خرید بک لینک
مشغول رتق و فتق امور خونه بودم كه ناغافل رفتم تو اين مود البته براي اولين بار در طول عمرم كه به چه حقي افراد و نزديك ودور زندگي من به من اسيب رسوندن و ناراحتم كردن تو ليست افراد و كارهايي كه تو ذهنم اومد افراد زيادي اومدند قسمت جالب و در عين حال تاسف اورش اين بود كه حتي به مخيله م هم در زمان خودش خطور نكرده بود كه بگم اين رفتارهاتون رو دوست نداشتم و ديگه تكرارش نكنيد . ليست ذهني من حتي افرادي رو در زندگي كودكي من شامل ميشد
در راستاي اين مود كه برام جالب و غريب هست فكر كردم اگر تو خيابون افرادي به خودشون اجازه بدن حرف ناروايي از خودشون بروز بدن يا اينكه افرادي بخوان خدمات سر هم بندي به من ارايه كنن باهاشون بر خورد كنم .
البته اين در صورتي هست كه خودم سعي ميكنم درست باشم و درست رفتار كنم
اول صبح خواهرم دم پرم بود كه چند روز ديگه دومين دخترش بدنيا مياد ، خواستم گيرش بندازم و بگم كه از خدماتي و پرستار كمك بگيره تا منتي روش نباشه چون من درسته كه كمكي بهش نميكنم اما توي خودم اين حس و ترس رو دارم كه زشته كمكي نميكنم و حالا قراره چند نفر تيكه اي هم بهم بندازن
القصه تو درون خودم ترس و حس هاي ناخوب دارم ، هنوز بهش نگفتم و شايدم نگم اما مي خوام اينطور نباشم و راحت باشم و حق خودم بدونم كه از بيمارستان رفتن خوشم نياد و از پرستاري مادر و بچه هم ايضا .
گويا با دختري قرار داشتن كه به عنوان همراه بيمارستان بره كه فعلن دختر رفته تهران و قصد اومدن اين چند روزه رو نداره.
سخته اما بايد بشه كه كمكي كه نميدم مغبون و شرمنده نباشم .
همون طور كه خودم تو بحبوحه مشكلاتم تنها هستم . كه البته مواردي كه من مشكلات دارم حتي تصورش براي افراد ممكن نيس ،
مثلن يكيش و مهمترينش بيماري و مراقبت گربه هام و استرس هاي وارد به من در اين موارد مي باشد
افرادي از بستگان درجه يك من هستند كه ممكنه چيزي تو دلشون نباشه اما زحمت ها و دغدغه هاي اين چنيني من رو به سخره مي گيرن ، نه ديگه حرفي در اين موارد بهشون خواهم زد نه اجازه ميدم حرفهايي در اين خصوص بيان بشه اگر قرار به تمسخره ، وقتي كمكي نمي خوام ازشون چه لزومي داره قضيه اي كه از دركش عاجزن براشون توضيح بدم .
روزتون پر بركت دوستان عزيزم ،

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت: 15:50

صفحه بندی