خرید بک لینک

ديشب رو با خوابهاي پراكنده سر كردم ، انتظار و دير گذشتن زمان تو خوابم واقعي بود ، خواب دوستي رو ديدم كه زماني عاشقش بودم و ديگه نخواست با من صخبت كنه و من پس از دوره سوگواري براي عشق به رندگي برگشتم و ادامه دادم ، اين بار تو خوابم گويا به من توجه داشت و البته افراد ديگه اي هم تو روياها ي ديشب من بودند كه به جهت ماهيت رويا يادم نيست اما احساسشون هنوز تو بيداري با من همراست ،
خواب خونه ي كودكيم رو مي ديدم و عجيب است بعد از ماهها باز به سطحي از اضطراب رسيدم كه ضمير ناخوداگام روياها و كابوس هاي زندگيم رو به تصوير مي كشد
دنياي غريبي هست و تنهايي من غريب ترش كرده ، تو مشكلاتي كه باهاش دست و پنجه نرم مي كنم نه همراه دارم و نه حتي كسي كه ميزان دغدغه هام و نوع ان رو درك كند
دغدغه هاي من از جنس روتين مردم نيست . ميشه گفت علاوه بر دغدغه هاي روتين ديگران دغدغه هاييست كه افراد كمي و شايد من بيشتر به ان مبتلا هستم
خدايا تمام مخلوقاتت رو در پناه خودت بگير و ازشون مراقبت كن ، يقينن اومدن به دنياي بهترت اتفاق خوبيست اما حالا كه فرصت اينجا زندگي كردن رو يافتم و يافته ايم كمكمون كن بمونيم و دوام بيلريم و به وقتش به دنياي بهترت بريم
-پيشي كوچولوي نازنين دلم پيشت جا مونده ، طاقت نيوردم كه بيشتر نگات كنم سالم بودي اما كوچولو , اميدوارم غذا گيرن بياد و جاي مناسب براي خوابت پيدا كني كه گرم باشه ،كاري كه مي تونم برات بكنم اينه كه شبها بيام جايي كه ديدمت برات خوردني بزارم چون مطمئنن جاي دوري نميري و همون منطقه قلمرو پاهاي كوچيك و نازنينت خواهد بود
مراقب همسايه هاي نازنين كوچولوتون باشيد و براشون غذا بزاريد، ايمان دارم بركت و فراواني روزي تو زندگي هاتون جاري مي شه .

[ شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 9:27 ] [ اناهیتا ]

[ ]

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 21:45

صفحه بندی