خرید بک لینک
سلام عزیزای دلم . امیدوارم حالتون خوب باشه و روزگار بر وفق مرادتون باشه .

می خواستم کمی از ودم بنویسم در اصل خودم رو برای شما تعریف کنم اما منصرف شدم . حالا بتدریج اشنا خواهیم شد .

ددیشب تا ساعت سه تی وی می دیدم و کلافه بودم دیگر هیچ دارویی مصرف نمی کنم اما این حس کلافگی بخاطر ترک دارو نبود چون دارو رو کم کم ترک کردم و الان هم باورم نمیشم بدون زاناکس دارم زندگی می کنم .

برنامه های خوبی دیدم و همونجا روی کاناپه خوابیدم کلن اینجا محل خوابم هست .

صبح با سروصداهایی که پدر بچه ها تولید می کرد بیدار شدم ادم کم حرفیه اما سرو صدا تولید میکنه . اول که با صدای پا که از اشپزخونه میومد و اشپز خونه ما هم قسمتی از نشیمن محسوب میشه چون در و پیکر نداره بعد هم با صدای کش کش نایلون که ادامه دار ب د و قطع نمیشد بعد که نگاه کردم دیدم نون رو تو نایلون با دستش پودر میکنه که بخوره .

دیگه از جام بلند شدم . از همون صبح شروع کردم به پختن اش محلی و خیلی هم خوشمزه شد نزدیک ظهر پسر رو گذاشتم دندونپزشکی و یخورده اش خونه بابام بردم بابا و مامانم خونه بودند و خواهرم هم خونه شون روبروی خونه مامانمه اومد سرما خورده بود و مامانم براش حریره بادوم و ابگوشت درست کرده بود . بابام از اون اش نوش جون کرد و گفت خوشمزه شد خواهرم هم خورد و مامانم برام چای و میوه اورد و چای رو خوردم و یخورده انجیر درختشون هم بهم داد و برگشتم خونه .

برای ناهار تاس کباب گذاشتم که شامل گوشت گوسفندی و پیاز و گوجه و سیب زمینی و هویج و زردچوبه و نمک بود و بیشتر برای پسرم که غذاهای این مدلی دوست داره .

بابای بچه ها میوه خریده بود انگور و شلیل و گلابی و یخورده چیز میز دیگه که خودش جابجا کرد .

از صبح هم داشت حوض حیاط رو میشست خیلی هم تمیز شسته . تو برگشت از خونه مامانم برای گربه ها غذا خریدم و بهشون دادم .

لباسهای تو لباسشویی رو نرم کننده زدم و دوباره گذاشتم ابکشی بشه و روی بند انداختم همش لباس های دختر و پسر بود .

الانم که عصره بابای بچه ها می خواد بره مامان و داداشش و خواهر و خواهرزاده ش رو ببره یک جای تفریحی که خارج از شهره و قبلن خودمون هم رفتیم و باغ وحش کوچیکی هم داره . منم و پسر نمیریم و دخترم می خواد باهاش بره . دخترم داره برنامه مورد علاقه شو ببینه و بعد با باباش برن .

برچسب: یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ دانلود,یک روز از زندگی من,یک روز از زندگی مت اندرسون,یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ,یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ,یک روز از زندگی ایرانیان,یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ الکساندر سولژنیتسین,یک روز از زندگی مریم,یک روز از زندگی,یک روز از زندگی کوین مک دونالد, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:39

صفحه بندی