از افراد زیادی دلخورم بخاطر رفتارهای ناشایستی که با من داشتند و من بخاطر مبادی اداب بودنم یا دلایل دیگه مظابق خودشون رفتار نکردم و تو دلم مونده .
الان با اینکه خیلی هاشون رو از زندگیم حذف کردم اما باز فکر ازارهاشون به سراغم میاد و لحظه م رو خراب می کنه . اصلا فکر میکنم تا الان روز خوش تو زندگی نداشتم بس که از بچگی غصه این و اون رو خوردم و خودم رو مستحق زندگی شاد ندونستم در اصل تو مشکلات و غم های زندگی مسخ شد ه بودم م و بلد نبودم چطور حقم رو از زندگی یگیرم و شاد زندگی کنم
گرچه تا ادم زنده هست برای هیچ کاری دیر نیست اما واقعا یک چیز هایی تو زندگی ادم زمان خودش رو داره و وقتی ازون زمان گذشتیم دیگه جبرانی براش وجود نداره تنها کاری که می تونم بکنم اینه که کمتر به گذشته فکر کنم و سعی کتم کارهایی که دوست داشتم و به دلایل جبر بیرونی نشده یا عقاید خودم و حرف مردم موجب شده انجام ندم الان انجام بدم -
اینقدر خشم فرو خورده از بعضی ها دارم که دلم می خواد باهاشون روبرو بشم و هر چی لایقشون هست بهشون بگم اما هنوز نمی تونم و به نظر من زمان خودش باید باهاشون بر خورد می کردم و امروز دیره شاید هم بهترین کار رو تو زمان خودش انجام دادم
بهر حال فکر میکنم بهترین راه حذف کامل اون افراد هست اگر بشه و بتونم تا حداقل دیگه نتونن ناراحتم کنن - البته اگر بتونم به لحاظ فکری هم از دستشون خلاص بشم -
برچسب: عرفان امروزی,عرفان و انسان امروز,عرفان در دنیای امروز,
نویسنده: حسین اکبری