خیلی وقت هست دچار دگر دیسی شدم در اصل هنوز هم مشغول این تغییزات بزرگ که ذره ذره تو وجودم شکل می گیره هستم و در شگفتم چطور و از کجا تبدیل به این ادمی که الان هستم میشم اینکه بهتر میشم یا بدتر بماند هر تغییر بزرگی مزیت ها و معایبی در پی خواهد داشت و من هم دیگه خیلی انرژی مصرف نمی کنم و خود یخود دچار تحولات عمیق فکری و ذهنی و ایضا بدنی میشم
این روزها عقایدی که از بچگی بهش باور داشتم رو ذره ذره از دست می دم و نه اینکه دچار بی اعتقادی بشم اعتقادات جدید جای قبلی ها رو می گیرن .
این روزها خشم زیادی تو خودم حس می کنم نسبت به هر کی من رو تبدیل به اینی که هستم کرده . البته بر عکس قبل تر ها به خودم حق میدم که ازشون دلخور باشم و نخوام که ببخشمشون .
نمی دونم عایا قدرت این رو خواهم داشت که بقیه عمرم رو باز هم در کنار کسی سر کنم که زندگی من رو با رنج و مرارت همراه ساخته و کل عقده ها و کمبودهای خودش رو روی من پیاده کرده - قصد ندارم مظلوم نمایی کنم و البته خیلی جزییات نیز از ذهنم پاک شده و دوست ندارم که یاد اوری کنم اما اگر قلن در زمان خودش با جزییات می نوشتم که گاهی یادداشت هایی از اون دوران دارم میشد یک فیلم تخیلی درام اکشن ترسناک و تراژدی ازش ساخت که ملغمه ای از تمام فیلمهای ساخته شده طول تاریخ تو این ژانر ها تا الان باشه .
هنوز هم شاد زندگی نمی کنم اما از قبل بهتر شدم و سعی میکنم خوب زندگی کنم .
گاهی مثل الان احساس میکنم ذهن من مثل مازی شده که مدام توش می چرخم و راه اصلی رو پیدا نمی کنم .
معمولن شب ها تا دیر وقت بیدارم و به قدم زدن تو حیاط و مطالعه می پردازم و از فرط کلافگی فرت فرت چای می نوشم خدا رو برای افرینش چای و گربه ها شکر میکنم . اگر بدونید بغل کردن و احساس گرمی و نرمی این موجود نازنین چه حس خوبی داره .
یک دوست هندی داشتم بهم می گفت گربه ها رو دوست داشته باش اما زیاد دوست نداشته باش و گرنه تو زندگی بعدیت به شکل گربه به دنیا میای .
برچسب: دگردیسی,دگردیسی پروانه,دگردیسی قورباغه,دگردیسی در معماری,دگردیسی مشغولیت ها,دگردیسی پروانه ها,دگردیسی ناقص,دگردیسی حشرات,دگردیسی کامل,دگردیسی انسان,
نویسنده: حسین اکبری