خرید بک لینک
سلام عزیز ای دل من -

حالتون چطوره ؟ امیدوارم که خوب و خوش باشید و اوضاع زندگی بر وفق مرادتون باشه -

از جایی که سعی کردم به خودم سخت نگیرم بی خیال رفتارهای اقای همسر شدم و او هم تو فاز جدیدی از تیپ رفته که برای من کمی غریب هست . اینطور که چند روزیست لام تا کام حرف نمیزنه و فقط هر روز صبح میره بیرون خرید هایی برای منزل میکنه و البته هر چیز که دلش می خواد می خره و نمی پرسه که چی می خوای و نمی خوای . به نظر میاد قهر باشه اما سر میز میاد و غذا رو با ما می خوره .

بهر حال که مهم نیست و من خودم رو ناراحت نمی کنم و اگر دلش بخواد خودش حرف می زنه حرف هم نزد مهم نیست - اگر اینطور راحته راخت باشه -

این چند روزه به روتین های زندگی گذشته . اشپزی و شستو و امور منزل و رسیدگی به گربه ها و تماشای سریال های محبوبم - ایضا سر زدن به والدینم که دیروز بود و برادرم هم اونجا بود و دیدنی کردیم -

برای باغچه هم مادری کردم و اب بهشون دادم و تمیز کردم - بخاطر خنکی نسبی هوا شرایطشون بهتر شده و به رشد و نمو مشغولند خدا بهشون قوت بده قد بکشن .

نیلوفر باغچه رو برداشته اما چون خیلی قشنگه گذاشتم هر چقدر دلشون می خواد رشد کنند و دور هر درختی بپیچن صبحای زود گه گلاشون باز میشه منظره باغچه ما دیدنی هست .

یک سری لاله عباسی قرمز داریم که شبها باز میشه این نیلوفرها هم که صبح های زود باز میشن . اطلسی هم داریم که همیشه بازه . اطلسی های بنفش لایت که امسال اولین سالی هست که تو باغچه در میاد و گویا بذرش با کود های دامی به باغچه اومده شایدم تو خاک از قبل بوده و امسال که به باغچه رسیدیم شرایطش مساعد شده و رشد کرده .

بهر حال که من اطلسی و لاله عباسی دوست دارم - بچه که بودم تو باغچه خونه قشنگ پدری ازین گلها داشتیم و بوش حس و حال همون موقع رو برای من تداعی می کنه -

بدیل اقلیم خاص کویرکه گرم و خشک هست و زمستان های سردی هم داره و اختلاف دمای روز و شب هم خیلی زیاده گیاهان خاصی مناسب هستند و این رو فهمیدم که درختهای مناسب اقلیم کویر رو تو خونه داشته باشم تا ابیاری زیادی نخوان و مقاوم باشن به خشکی و خراب نشن .

الو و البالویی که امسال کاشته بودم تا حدودی رشد کرده اما افتاب گرم تابستون برگ هاش رو سوزونده و از بقیه خوب موندن .

امروز برای ناهار پاستای ابتکاری خودم رو پزوندم گیاهی هم بود و مقبول همه واقع شد . پسر دومی هم که غذاهای کلاسیک رو دوست داره و از طعم های جدید استقبال نمی کنه دوست داشت و حتی الان هم برای شام ازش خورد .

سر شب که بیرون بودم و برای گربه ها غذا خریده بودم بردیا تو کوچه بود غذاش رو دادم که دیدم عسل هم اومده باز یخورده دیگه دادم که سیر بشن دو تاشون - نمیزارن بهشون دست بزنم دستی نیستن .

البته محله ما جای خوبی برای گربه هاست ماشین زیاد رفت و امد نداره و حیاط ها بزرگه و درخت و سایه و اینا گیرشون میاد و همه هم ماشاالله حیوون دوست و کسی اذیتشون نمی کنه و تا جایی که من دیدم غذا هم بهشون میدن اما من جور دیگه ای دوسشون دارم اینه که به خونه ما عادت کردند و سالهاست که من بهشون تو کوچه غذا میدم و قبل اینها هم به والدینشون غذا می دادم .

جونم براتون دیگه بگه که زندگی همچنان در جریانه و امیدوارم که به شادی و تندرستی بگذره .

دوستای عزیزم دوستون دارم مراقب خودتون باشید خداوند پشت و پناهتون باشه - پاییز دلچسب و پر برکتی داشته باشید .

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 4:13

صفحه بندی