سری قبل هم که اومده بودم مدام دلستر تو دستش بود از جایی که اونجا ما الشعیرهاش درصدی الکل داره و نمی خوره اینجا زیاد خورد -
فکر کن تو این فصل شلغم خریده بپزیم بخوره - بعد نون و ماست و ترشی فقط می خوره - بعد حرف کع می زنیم میگه ما اصلن این چیزای که شما می خورید نمی بینیم امروز جالب بود میگفت من یکماهه تیرامیسو شنیدم بعد شما خوردید
بچه تا حالا چیکن استروگانف نخورده قراره ببرمش یک جا که کافه ی محبوبم هست بخوره . زمانی که اون رفت نزدیم ده سال پیش از این چیزا متداول نبود اگر هم بوده ما دنبالش نبودیم -
اشغال ها رو گذاشتم دم در - پسر برام تا دم در برد و برام جالبه چون کس دیگه ای همکاری نمیکنه . مونده اشغال گربه ها که حوصله م نمیشه برم بزارم بیرون - از دیروز غذای خشک که جدیدن باز فراوو نشده بهشو نمیدم چنر روز پیش دو تا ده کیلویی براشون خریدم و یک خاک کریستالی که خانوم دکتر توصیه کرد بخرم محشره این خاک . یعنی من دو لیوان خاک ریختم این همه جیش و پی پی رو ساپورت کرده هنوزم جا داره برای جذب . کمی گرون هست اما خیلی با صرفه هست -
خیلی هم ظاهرش خوشگله این خاک - اینم بری بور که از روی شونم بداشته شد چون خاکی که می خریدم پسند نبود و دیگه عادتشون داده بودم بدون خاک دستشویی برن ام اباید هر روز یا روزی دوبار میشستم تا تمیز باشن . الان بازم میشورم اما کار تمیزتریه اینکه برن تو خاک دستشویی کنن .
لابلاش می خوام غذای خیس هم بهشو ن بدم امروز که نرفتم بخرم . باشه فردا
اینجوری که می بینم صدای کیبرد روی اعصاب پسر هست چیزی نگفت خودم فهمیدم و راستش خودم هم کلافه شدم از تایپ
مراقب خودتون باشید دوستون دارم 
برچسب: صحنه های داخلی,رندر صحنه داخلی,
نویسنده: حسین اکبری