یک جوری روحیه م عوض شده - وبلاگ زدم بنویسم تا حال و هوام بهتر بشه حالا چند روزه کلن حرف زدن و نوشتن در مورد احساساتم حالم رو بدتر میکنه - علامت خوبی هست عایا یا نه نمی دونم . با مشاور که حرف زدم حال بدتری پیدا کردم دیروز خونه یک دوست از زمان تین اجیری بودم حرف زدن از زندگی و مشکلات و بیماری حالم رو بدتر کرد .
یک گروه داریم تو تلگرام . دخترهای زمان دبیرستان یه گروه زدند - منم رو اوردن با یکی دو تاشون حرف زدم اصلن نه تنها بهتر نشدم بدتر شدم
امروز رفته بودم یه باغ رستوران - حمید عسگری می خوند و من حس و حال چند سال پیش و دوستی و صمیمتی که با یک دوست داشتم بیادم افتاذ و دلتنگش شدم - پیام دادم از همون جا - بهش گفتم احساسم رو مخفی نکردم - هنوزم دوستیم - اما این دوستی صمیمیت و معصومیتش رو از دست داده -
امروز باید بخاطر انجام وظیفه و در راستای اطاعت امر خانوم والده ام برای برادرم بریم خونه یک دختر خانومی که مادرش دوستمه - کل مجلس رو مضطرب بودم چون خواهرم خونه مامانم بود با دو تا بچه ش - من نگران بودم بچه کوچکش خدای نکرده زمین بخوره می خواستم بمونم مراقبش باشم قبول نکردن - خواستم دخترم بمونه مراقبش باشه بازم قبول نکردن . همون اول روبروی خونه دوستم روی دیوار یه گربه چند ماهه دیدم اصلن حالم دگر گون شد . سر کوچه خودمون هم یه گربه چند ماهه دیدم باز یک جوری شدم . چرا چیزای عادی که از دید بقیه بی تفاوتیه اینطوری می تونه حال منو بهم بریزه -
خدا مراقب همه مخلوقاتت باش لطفن - دیدن گربه های کوچولو و سگهای گرسنه ناراحتم می کنه . روزیشون رو از لطف و مرحمتت براشون مقرر بکن . ادمهای مهربون سر راهشون بزار -
خدا رو شکر امروز هم روز خوبی بود - خیلی چیزها دارم - الانم سر درد دارم باز الهی شکر - خانوادم خوبن خودم خوبم - گربه هام خوبن - سیرن - دو تا گربه کوچه هم سیر کردم هر شب شامشون با منه - قدم رنجه می کنن میان می خورن نوش جونشون باشه - عسل و بردیا اسماشونه .
این بنده خدا*کشت منو با این صدای وقت و بی وقت ورزشهای المپیک - خدایا کمک -
*بنده خدا اسم ادمی هست که تو صفحه دوم شناسنامه من به اجبار به اسم همسر ثبت شده
برچسب: 7zip,7 eleven,7,7 years,7 days to die,7 years lyrics,7 deadly sins,711 near me,714 area code,76ers,
نویسنده: حسین اکبری